روزگار روشن

بمیرد روزگار با خاطراتش

از همه جا گریزانم
از همه چیز متنفرم
به امید دیدن تو زنده ام هنوز...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/۱٦ساعت ۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

دیوانه بمانید

دیوانه بمانید اما  مانند  عاقلان رفتار کنید.

خطر  متفاوت بودن  را  بپذیرید.

اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید........................؟

+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/٢٩ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

سال نو مبارک ...

سلام  به  همه دوستان  عزیزم سال نو بر  همگی  مبارک .
مرا  به  خانه ات  ببر..............................

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ۱۳٩٢/۱/۸ساعت ٤:۳٤ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

عودت...؟

بازم برگشتم به اون کوچه های بی احساس پر از درد با کینه های کودکانه.

بازم حرف های آزار دهنده

بازم فرار از حقیقت های زندگی

بازم روبه رو شدن با حقایق و زخمهای خوب نشدنی

بازم گریه های کودکانه در کوچه های تنگ و تاریک وخلوت از سر و صدا

بازم افتادن در چاهی که تا زانو آب و دو راهی که هر دو روزنه ای از نور پیداست

بازم هم مومیایی کردن عشق در قلبی کوچک قلبی که از طپش کردن به ایست رسید

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/٢۱ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ توسط محسن نظرات ()

نامردی تا کی ......

از روزی که چشم به دنیا باز کردم از یه سری آدمها نامردی دیدم چه غریبه چه خودی

عمو هام دارن مالمون رو میخورن بابام هم به خاطر آبروش میگه ول کن

آخه این آدمها که بیست و چهار ساعت توی مسجد نماز میخونند چرا مال مردم میخورن

آخه توی این دنیا به کی میشه اعتماد کرد والا به خدا کاری که خودی میکنه غریبه با

آدم نمیکنه مامانم همیشه میگه کل زمین قسمت پررویان هست راست میگه ما هر

چی میشه میگیم آبرومون میره ولی اونا انگار نه انگار .

بابا جون خجالت بکشید یه اون دنیایی هم هست ولی به گمونم با نماز خوندناشون

همه این کاراشون پاک میشه اگه بشه والا نامردیه.............................................؟

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱۳ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

گمشده..............................؟

بازم  سلام به همه  دوستان

من چند  سالی میشه که یه چیز گم کردم شاید  هم فراموش کردم .آره من خدا رو گم کردم

و شاید فراموش کردم آخه من چه بنده ای هستم که از خدای خودم فقط تو مشکلاتم ازش

یاد میکنم خدا جون منو ببخش ازت شرمنده هستم  تازه پیدا کردمت این بار هم رو به من

فرصت بده میدونم که خیلی اشتباه کردم  ولی اومدم که تلافی بکنم .

این بار  اومدم که ازت بابت همه اون چیزایی که به من دادی تشکر کنم من خیلی نا سپاس

بودم قربونت برم که اینقدر گذشت داری من بنده ای خوبی نبودم برات همش توی

سختی و مشکلاتم ازت یاد میکنم توی خوشی هام ازت غافلم چه بنده بدی

هستم خودم قبول دارم ولی این بار دیگه ازت غافل نمیشم چه تو سختی چه تو

خوش هالی ازت غافل نمیشم میخوام بهت بچسبم دیگه ولت نمیکنم خدا جون

خدایی که توی این 30 سالی که به من عمر دادی بدون هیچ منتی که سرم بزاری

با من اومدی و تنهام نذاشتی خیلی با معرفتی دوست دارم و خواهم داشت تازمانی

که خودت بهم فرصت دادی .

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٥/٢۱ساعت ۳:۱۱ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

خدا یا به من بیاموز عاشق تو باشم نه خودم.

کشتی هایم به دریا رفته اند

                                     اگر روزی با دکل و بادبان های شکسته باز گردنند

باز هم به دستی اعتماد خواهم داشت

                      ...                                                                ...

خدایا آرزومندم که اسیر زنجیر تو باشم

خدایا آرزومندم مطیع تو باشم

خدایا مرا از اسارت نفس رهایم کن

خدایا مرا هر چه زودتر به آرامش ابدی برسان

 

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/۱٠ساعت ٦:٠٥ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

سخنی از کوروش کبیر

درمقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یکساله باش که وقتی او را به هوا می اندازی میخندد

چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت .

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۳/٤ساعت ۳:۳٦ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

یادش بخیر

نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام

                                      تو مثل خال کوبی شدی تو دفتر خاطره هام

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٢/٩ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()

درد و دل .....

با سلام به همه دوستان عزیز

از دست همه شاکی هستم خودم هم نمیدونم چرا .؟

عید مزخرفی بود به من که خوش نگذشت  به بقیعه نمیدونم خوب اگه در آمد کافی نداشته

باشی بهت خوش نمیگذره  به خدا به هر کی خوبی میکنی با بدی جوابتو میده خجالت هم

نمیکشن  میان جلوی روت وای میستان زول میذنن به چشات آدم میمونه چی بگه.

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/۱٥ساعت ٤:۱٧ ‎ق.ظ توسط محسن نظرات ()